سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
NIGHTLOVE

سفرعشق


 



اگر رسم بی وفائی بازیهای سر نوشته


یه شروع بی نظیره واسه شعرهای نگفته


اگرافسوس می خوره باز خاطرات بی نشونه


یه تلنگری به عشق که سرش خیلی شلوغه


اگه تنها راه رفتن واسه اثبات حقیقت


خنده داره که بگم عشق این شده براش یه عادت


اگه محرم نگاهت توبه آسمان سفر کن


                                       که هنوز فاصله داره عشقی که اینجا تا اونجاست




نظر  

نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه 1/4/90 ساعت 12:5 عصر موضوع | لینک ثابت


یک لاغ چهل کلاغ

تو موهات رنگ طلا؛چشم تو دیاست گلکم


صورتت مثل لاله صحراست گــــلکم  


خیلی وقته می خومت ؛ اینو خودت خوب می دنی


دل من عاشق دیوونته ؛ خیلی شیراست گلکم


 یه وجب بچه بودی ؛خونتون اومد کو چمون


بامن هم بازی شدی ؛ حرف قدیماست گلکم


ما همش باهم بودیم هچکس حرفی نمی زد


ولی حالا نمی زارن؛ کــــــــار دنیاست گلم


بگو آخه چی می شه؛ باهم دیگه حرف بزنیم


دنیا آخرش میشه؛ این ازون حرفاست گلکم


خودشون جوون بودن کم دسته گل دادن به آب گلکم


 ننمم فهمیده ها ما همد یگرو دوست داریما


دوسه روزه خونمون؛ شیون وغوغاست گلکم


آبروم رفته دیگه ؛ هر کس یه حرفی میزنه





نظر  

نوشته شده توسط امیر در دوشنبه 6/6/85 ساعت 10:48 عصر موضوع | لینک ثابت


پشت کدامین


 


پشت کدامین لحظه بن بست جا ماندی تا ببینی دختری اینجا می خواست در تنهایی خویش آسمانش را باتو قسمت کند؟ وسعت آسمان تو آنقدر بزرگ بود که حتی تجسم آسمان کوچک من در آن گم شد هیچ کس ندانست در بی پناهی شبهای بی ستاره ام چقدر لبان و قلبم پر از ستاره و دوستت دارم بود و من چقدر بر حقیقی بودنش برخود میبالیدم امااما شاید که دیگر مهم نیست که از تو گلایه کنم دیگر از خدایم هم نخواهم پرسید که چرا سهم من از این همه سکوت و گذشت و عشقی بی آلایش چیزی جز سرکوب غرور سنگسار احساس و منطقهای بی دلیل نبود؟ من میروم تا در پس ستارگان خاموش خویش گم شوم بی آنکه تو را در آسمان کوچکم گم کنم و دیگر هرگز از تو نخواهم پرسید که چــــــــــــرا وسعت آسمان تو آنقدر بزرگ بود که حتی تجسم آسمان کوچک من در آن گم شد



نظر  

نوشته شده توسط امیر در پنج شنبه 11/3/85 ساعت 10:38 عصر موضوع | لینک ثابت